«انگار از روی زمین محو شدم»: مصاحبه با قربانی مسدودسازی
مصاحبه اختصاصی
معرفی

آقای جواد نیکخواه، ۳۸ ساله، واردکننده محصولات غذایی از اسپانیا. او پنج سال است که لاله و گلهای زینتی از روتردام وارد میکند. تا اینکه یک روز فهمید امضایش روی اسنادی است که هرگز ندیده.
متن مصاحبه
س: آقای نیکخواه، ماجرا چطور شروع شد؟
ج: من از بارسلونا زیتون و کنسرو وارد میکنم. چند سال است این کار را میکنم. یک دوست گفت این ترخیصکار در انزلی کارش خوب است. شمارهاش را داد. زنگ زدم.
س: اولین برخوردتان چطور بود؟
ج: خیلی حرفهای. فوری جواب داد. تمام سؤالاتم را جواب داد. قیمتهایش هم منطقی بود. قرارداد بستیم. من هم خوشحال بودم که یک ترخیصکار خوب پیدا کردم.
س: چه زمانی فهمیدید مشکل دارید؟
ج: (مکث طولانی) محموله رسید انزلی. خودم چک کردم، سامانه گمرک نشان میداد رسیده. زنگ زدم که هماهنگ کنم بروم تحویل بگیرم. جواب نداد.
س: اصلاً جواب نداد؟
ج: روز اول فکر کردم شاید سرش شلوغ است. روز دوم باز زنگ زدم. باز جواب نداد. روز سوم، دیدم نوشته «این شماره در دسترس نیست».
مسدود شدن

س: مسدودتان کرده بود؟
ج: بله. تلفنم را مسدود کرده بود. با تلفن دیگری زنگ زدم. جواب داد. گفتم من نیکخواه هستم، محموله زیتون… قطع کرد. همان شماره را هم مسدود کرد.
س: بعد چه کردید؟
ج: رفتم سراغ تلگرام. پیام دادم. دیدم تیک نمیخورد. بلاک شده بودم. واتساپ همینطور. اینستاگرام هم.
(صدایش میلرزد)
انگار از روی زمین محو شده بودم. این آدم ۴۲۰ میلیون تومان پولم را داشت، کالایم را داشت، و من حتی نمیتوانستم باهاش حرف بزنم.
س: از طریق دیگران سعی کردید؟
ج: آره. از آن دوست که معرفی کرده بود خواستم زنگ بزند. زنگ زد. صلبی گفت: «نیکخواه؟ نمیشناسم. کالایی هم از او تحویل نگرفتم.»
س: اما شما مدرک داشتید؟
ج: قرارداد داشتم. رسید واریز داشتم. پیامهای قبلیمان را اسکرینشات گرفته بودم. همه چیز داشتم. اما طرف میگفت نمیشناسم.
س: شکایت کردید؟
ج: رفتم انزلی. شکایت کردم. اما میدانید چی شد؟ وقتی احضاریه فرستادند، گفته بود آدرسش عوض شده. آدرس جدید ندادند. پرونده معلق ماند.
س: الان وضعیت پرونده چطور است؟
ج: شش ماه شد. هنوز معلق است. وکیلم میگوید پیدا کردن این آدم سخت است چون مدام جابجا میشود. بعضی از قربانیهای دیگر هم همین را میگویند.
س: با قربانیهای دیگر در تماس هستید؟
ج: بله. یک گروه تلگرامی داریم. ۲۳ نفریم. همه همین تجربه را داشتند. پول دادند، کالا رسید، بلاک شدند.
س: پیامتان به کسانی که میخواهند با این شخص کار کنند چیست؟
ج: (با صدای بلند) نکنید! اصلاً نکنید. این آدم حرفهایترین کلاهبردار است که دیدم. همه چیزش قانونی به نظر میرسد. قرارداد میدهد. رسمی حرف میزند. بعد، یک روز از خواب بیدار میشوید و میبینید از زندگیتان محو شده و پولتان را برده.
س: امیدی به پس گرفتن پولتان دارید؟
ج: (سکوت طولانی) صادقانه؟ نه. اما میجنگم. نه فقط برای پولم. برای اینکه دیگران ندانند این آدم چه کاره است.
یادداشت مصاحبهگر
آقای نیکخواه در طول مصاحبه چندین بار بغض کرد. وقتی از خانوادهاش پرسیدم، گفت زنش هنوز نمیداند چقدر پول از دست رفته. میترسد بگوید.
این مصاحبه نشان میدهد که «مسدود کردن» یک استراتژی حسابشده است. وقتی قربانی نتواند ارتباط برقرار کند، پیگیری هم سخت میشود.
—
مصاحبهگر: رضا احمدی
تیر ۱۴۰۲








دیدگاهتان را بنویسید